
دوستان خوبم از اینکه درپست قبل ناراحتتون کردم منو ببخشید .کامنتهای با محبت وبادرایتتون خیلی به خوب شدن حالم کمک کرد.همه کامنتها را جواب دادم .امیدوارم پاسخ ها را هم خونده باشید چون دیگه آرشیو میکنم.باخودم میگم کاش از روز اول همه اتفاقات را مینوشتم.چون اینجا مثل دفتر خاطرات هست برای من. حالا هر چی یادم بیاد مینویسم .روز اول شنبه بود که از ارومیه حرکت کردیم وعصر رسیدیم خونه استانبول.نه برق بود ونه گاز .خونه هم خیلی گردوخاک بود..رفتیم بیرون چیزی خوردیم و اومدیم زود خوابیدیم.وچقدر خوب که شبهای دیگه ...
ادامه مطلب