عروس دهه شصت

متن مرتبط با «مادر» در سایت عروس دهه شصت نوشته شده است

مادر

  • نیلوبلاگ

    سلام یک هفته آخر سفرمون ننوشتم .روز یکشنبه انشالله برمیگردم وطن واونجا مینویسم.از دوروز پیش مادرم سکته کرده وتو بیمارستانه.میخواستم برای امروز بلیط بگیرم وبرگردم .ولی حاجی گفت که تنهایی اذیت میشی. یکشنبه با هم میریم وانشالله مادرت هم خوب میشه .تورو خدا برامون دعا کنید.دل تو دلم نیست با هر تلفن یا پیامی به هم میریزم.دعای شما دوستان همیشه درحق من وخانواده ام گیرا بوده .از طرفی از یک هفته قبل خواهر شوهر کوچکه اومده اینجا.وای بر دهانی که بیموقع باز شود. خودم تعارف کردم وتعارف هم اومد نیومد داره.برا...

    ادامه مطلب
  • چنین مادری داریم

  • نیلوبلاگ

    دیروز با خواهرم در مورد یکی از وبلاگها که تازه پیدا کردیم حرف میزدیم.اینکه که چه دختر خوبیه وتازه عروسی کرده و۸ خانواده شوهرش باهاش خوب تا نمیکنن وباعث اختلافشون میشن ویه جورایی خودشونو دست بالا میگیرن واینابعد مامانم زود میپره وسط حرفمون ومیگه مثل مستاجر ما دیگه میگم آخه طفلک معصوم این چه زنی بود گرفتی!!خیلی پسر خوبیه ها.معلومه خانوادش هم متشخص وآدم حسابین.ولی زنش در شان اون نیست..اصلا به روش نیاوردیم که چرت میگه.ولی ما داشتیم بر عکس اینو میگفتیم .ما میگفتیم مادر شوهره چرا باید اینجوری دل عروسش...

    ادامه مطلب