سلام یک هفته آخر سفرمون ننوشتم .
روز یکشنبه انشالله برمیگردم وطن واونجا مینویسم.
از دوروز پیش مادرم سکته کرده وتو بیمارستانه.
میخواستم برای امروز بلیط بگیرم وبرگردم .ولی حاجی گفت که تنهایی اذیت میشی.
یکشنبه با هم میریم وانشالله مادرت هم خوب میشه .
تورو خدا برامون دعا کنید.دل تو دلم نیست با هر تلفن یا پیامی به هم میریزم.
دعای شما دوستان همیشه درحق من وخانواده ام گیرا بوده .
از طرفی از یک هفته قبل خواهر شوهر کوچکه اومده اینجا.
وای بر دهانی که بیموقع باز شود. خودم تعارف کردم وتعارف هم اومد نیومد داره.
برای هر روز یک ماجرایی داریم .
البته سعی میکنم بدون کنتاکت وبحث تموم بشه.
کلا حوصله سر بر هست.
اصلا مشابه نداره.
تو عمرش با همه دعوا کرده بجز من.
امروز عصر کم مونده بود اوضاع شکرآب بشه،ولی جلو خودمو گرفتم .فردا راهیش میکنم بره .پس فردا هم ما میریم،به امید خدا .باز م دعا کنید برامون
عروس دهه شصت...ما را در سایت عروس دهه شصت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26