عروس دهه شصت : بدون عنوان

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

سلام دوستای گلم

عصر جمعه همتون به خیر وخوشی

امیدوارم امروز وهمه روزاتون پراز شادی وخوشبختی باشه

از تبریکات ودعاهای عیرتون بینهایت متشکرم

سعی کردم کامنتهایی که بدون پاسخ تایید شده بودن را پاسخ بدم ولی اگه بازم از قلم افتاده باشن عذر خواهی میکنم..

دیشب تولد گل پسر ویکی یه دونه خواهرم بود وطبق معمول هر سال تو باغشون تولد گرفته بود.. من ودخترام وخانواده برادر شوهرش بودن..جاتون خالی خیلی خوش گذشت...

من وخواهرم یک تصمیم کبری گرفتیم...البته هر کی جای ما بود چندین سال پیش این کارو میکرد..تصمیم گرفتیمبا برادرا وزناشون مفل خودشون رفتار کنیم.....یک قطع رابطه مخملی ووبدون اینکه طرف متوجه بشه کات کنیم....حتی دیگه دعوتهای مامانم را هم قبول نمیکنم ...میخوام تا مدتی خودمو ازشون بگیرم...

ولی بدون خشونت وجروبحث....اونا که هیچ.قت مارو دعوت نمیکنن..اگه ما هم دعوت نکنیم  وخونه ماما هم نبینمشان...دیگه چشممون به جمالشون روشن نمیشه..دامادم خوب اسمی واسشون گذاشته..ماه تابان!!!

البته یهویی نشده ها این تصمیم..یه اتفاقایی افتاده...مثلا برای بچه هاشون تولد میگیرن..مهمونی میگیرن وبا کمال پررویی پیش ما تعریف میکنن یا عکساشونو میذارن اینستا تا دل مارو بسوزونن..

ولی تصمیم ما این بود که زیاد علنی نکنیم تغییر رویه مون را وعکس هم جایی نذاریم..ولی از شانس ما اول صبحی تازه داماد عکس تولد را گذاشت اینستا وتا به خودمون بیاییم داداشم هم لایک کرد...........

بگذریم وقتی لب تاب را باز کردم یه عالمه حرف خوب داشتم..ولی تا اسم تولد را گفتم این حرفا پیش اومد..همینجا تمومش میکنم...

با حرفای خوب برمیگردم 

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 21:59
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها